تبليغاتX
به نام تک نوازنده گیتار عشق

به نام تک نوازنده گیتار عشق

سلام  سلام سلام

چطورید جیگرا

خوب و خوش و سر حال هستین(خدا رو شکر که همه

گلها خوبن)

راستی نمیدونم این پستو چی بنامم(کمک کنید اسمشو

 بزاریم)

میخام از آدمایی بگم که یهو سر یه چیز الکی میزارن

میرن پشت سرشونم نگاه نمیکنن

نمیدونم چرا سریع تحت تاثیر حرفای بقیه قرار میگیرن و

یه هو جا خالی میکنن

اصلا نمیدونم چرا نمیتونن فکر کنن که شاید این

شانسی باشه که اومده دم در خونشو اون داره بهش

پشت پا میزنه

میدونین چی میخام بگم کمکم کنین تا بتونم یه اسمی

که به این جور آدما میخوره برای پست بزارم

اخه دیگه دارم  از دست همه خسته میشم

تا اون موقعی که سرم شلوغه خوبه ولی وای به اون

روزایی که دیگه دیگه!!!!!!!!!!!

خوب بقیشم مبزارم به عهده خودتون که راجب این جور

آدما قضاوت کنین

آخه میدونم که همتون درکم میکنین و میفهمید که چی

میخام بگم احتمالا همتون یه جورایی با این جور

 ادما روبرو شدین(منتظر همتون هستم)

نظر یادتون نره که اون موقع دیگه

دیگه...........................................

 

دوستون دارم و مخلص همه برو بچ وبلاگی هستم

 

خدایا بیاموز آنچه نمیدانیم و دوست داشتنو در دلهای

زیبایمان که به اسم تو و به یاد تو پاک میشه

راه بده و بیاموز درس گرفتن از انسان های پاکت که

همیشه و همه جا به یاد تو و منتظر تواند

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 2:41 بعد از ظهر توسط کامی جون |


با سلام و صلوات جانانه

با تشکر فراوان از کلیه دوستای ناز نازی

من اومدم اومددددددددددددددددددددددددمممممممممممماوووومممممدددمممممممممم

آمدی جونم به قربونت بره پس چرا حالا که بازم اومدی چچچچچچچچچرررا دیر؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این سوالای شما بوده تو این چند وقت

بازم از حسن توجهتون سپاس گزارم

به جون خودم سرم خیلی بنده(شلوغه خفن)

ماه عشق ماه خدا                 ماه بندگی  درگاه خدا

مهمون خدا شدیم عجب مهمونیه با حالیه جون خودمون نه اینکه همیشه خوبیم این ماه بهتر میشیم

آخه یه کم رو راست باشیم بدک نیست

میدونین که چقد روراستی با خودمون کمکمون میکنه(البته یه سری اتفاقات افتاده ،،میگم بعدا)

تو این ماه هممون میخایم خوب باشیم خودمونو بهتر بشناسیم و از درون به برون برسیم

ماه عزیز رمضان بر همه دوستان مبارک

ماه رمضاه بر عموم شیعیان علی(ع)مبارک

ماه خدا  ماه خدا ماه خدا مبارک

دوستون دارم دوباره میام !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نه بابا دیر نه این بار زودتر میام

جیگر همتونو عشقه

فدای همتون بشم من خودم تنهایی!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یا حق

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 4:46 بعد از ظهر توسط کامی جون |


سلام به همه عزیزان

سلامی به گرمای خورشید بهاری

سلامی به بهار به ماه زندگی

بهری که اصلا بوی بهرای پیشو نمیده

شایدم برای من بویی نداره

ولی در کنار همه شما دوستان نازنیینم و دادی و آجیای نازم

مهربونی و وفا و صداقتو دیدم که از بهارم نازتر و قشنگتر بود

سال نوی همتون مبارک

در پناه ایزد منان و پاک و در کنار خانواده هاتون آرزوی بهترینا رو براتون دارم

من ۱۵روزی نیستم اگه اومدید و دیر جواب دادم طبق معمول همیشه عذر بنده رو پذیرا باشید

و این جانب قاصر از هر........................

بابا عیده بخندید و شادی کنید

و برای همه آرزوی سعادت و خوشبختی رو دارم

از تمامی عزیزانی که منو تنها نذاشتن و در بدترین شرایط یاریم کردن و بهم امید دادن

قلبا سپاس بی کران دارم

از پریسا،نسترن،باران ،ندایی،داداش ندا محمد،انتظار،حمزه،عطیه،بهاره ذلال،و کلیه عزیزانم

به بزرگی خودتون منو ببخشید چون کند ذهنم و اسم دیگه ای یادم نمیاد

ولی دوستان عزیزی که اگه من یادم رفته اسمشونو بنویسم کامنت بزارن و گله کنن

من دوباره آپ میکنم اسم همه اونا رو هم مینویسم

در پناه ازد پاک و در محمل عید باستانی آریایی

و در کنار همه ایرانیان پاک سرشت به پیش واز نوروز ۸۸ میرویم

امید است که در این سال به همه آرزوهامون برسیم

باشد که به یاد هم و در کنار هم و در قلبهایمان برای هم بهترین ها رو آرزو کنیم

بنواز ای نسیم بهار     بنواز ای التیام دهنده دردها

بنواز همچون نسیمی  که به یاد آرد گذشته را

بنواز همچون سازی    که به یاد ارد صدای سادگی را

بنواز ای نسیم دل انگیز بهار و نوید نوروز باستانی ایران را به گوش همه مردم دنیا برسان

و بگو این است نشانه های آریایی بودن ما مردم ایران

درود بر پارسیان دلاور     درود بر ایرانیان پاک سیرت

و درود باد  و درود بادو درود بر تمامی دوستان وب

بهترین ها رو براتون آرزومندم

آزومند آرزوهاتون

+ نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط کامی جون |


به نام او که هرچه هست از اوست

به نام او که زیباترین است

به نام او که سفره عشق را آفرید

به نام سراینده سازهای انسانیت و مردانگی و به نام سالار محبت عشق

دکلمه ای از عشق از آن خواب رویایی که هرکس را آرزوی در خواب رفتنش  هست

با سلامی گرم و صمیمی و مخصوص

مخصوص؟؟؟ آخه امروز برام مخصوصه

چرا؟؟؟وای یادم رفت بگم تولدمه(امروز ۱۸اسفند تولد منه)

اما امروز اولین سالیه که بعد از ۵سال و ۸ ماه پروین نیست

میدونید اون همیشه اولین نفری بود که بهم تبریک میگفت

برام تولد میگرفت(منم همین کار ها رو میکردم آخه یه روزی همه چیزم بود)

با هم و بعضی وقتا با برو بچ دانشگاه (هم کلاسیهامون)

وای عجب روزای قشنگی(حسرت نمیگم نمیخورم ولی خیلی بهتر شدم)

میدونید چرا

آخه اوایل آجی ندام به دادم رسید

اما حالا باید یه قدر دانی حسابی

از آجی پری(پریسا//پری کمانگیر//و آجی نسترن )

که واقعا بهم لطف دارن بکنم

اول از پری عزیزم که خیلی محبت داره و واقعا تو این چند وقت (یعنی وقتی ندایی آجی سرش شلوغ شد )

یه دفعه پری اومد و واقعا از جون مایه گذاشت و منو تنها نذاشت

حالا میخام یه قدر دانی اساسی و پر مایه از اون بکنم

پریسا دوست دارم آبجی من

(البته نباید نسترن و ندا رو هم از یاد برد اونا هم از بهترین آجیای منن)

میدونید تو تولد امسالم پری بود که تنهام نذاشت و یه جورایی خلاء پروینو پر کرد

از همین جا از همه اونا تشکر میکنم و میگم دوستون دارم(از ته دل و با تمام وجود داد میزنم دوستون دارم )

میدونید تنهام نذاشتن منم تنهاشون نمیزارم

امیدوارم بتونم جبران کنم(خدایا به من توان بده تا برای عزیزانم قدم بردارم و بتوانم همراهشان باشم وبرای آن ها بتوانم هر لحظه امیدی باشم همان طور که آن ها امید بودند در لحظه های سخت نا امیدی)

تقدیم به آنهایی که نبودند ولی حس بودنشان به من شوق زیستن داد

آن هایی که دیدگانشان به فروغ خداوندی شبیه است

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 9:33 بعد از ظهر توسط کامی جون |


محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.


سلام بر حسین (ع)

www.aziz2.blogfa.com

با عرض معذرت از همه دوستان امتحانها نزدیکه خیلی کم میام به روز کنم

ایشالله یه فرصت خوب میام با دست پر

از همه دوستان التماس دعا

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 10:57 بعد از ظهر توسط کامی جون |


سلامو صد سلام به همه دل بزرگا که دلاشون به وسعت آسمون آبیه

یعنی همه شما نازنینا ممنون از این همه لطفو مهربونیتون(ما که شرمنده ایم)

دیروز دلم گرفته بود یعنی ابری بود نمیدونستم چه کار کنم یا کجا برم یا با کی حرف بزنم

آخه میدونین یه مدته تنها شدم (نمیگم بده ها)ولی خوبم نیست و الان دارم اذیت میشم

به خاطر همین سرمو مشغول کردم به درس خوندنو درس دادن و انجام پروژه های برو بچ

آخه بد جوری دلم ابری شده نمیدونم دلیلش چیه؟ولی هر چی هست خدا کنه خیر باشه

ولی اصلا خوب نیست آدم پژمرده شه،به خاطر همین دارم سعی میکنم دل مردگی رو دور بریزم

(البته خیلی سخته ولی....)و به زندگی به یه شکل جدید نگاه کنم نمیدونم شما چی فکر

میکنید

یا چه جوری نگاه میکنین ولی همیشه دعا میکنم اونهایی که دلشون پاکه و دل صافی دارن

(مثل آب زلال)هر چی میخان خدا بهشون بده

همتونو دوست دارم(مرسی که به حرفای دلم گوش میدین و ببخشید که سرتونو درد آوردم)

خدایا:به دلهای پاک و صاف و زلال و ساده بنگر که چطور تو رو صدا میزنن

خدایا:به دلهای زنگار گرفته هم نگاه کن تا شاید (یعنی حتما)پاک شن و به تو برسن

آمین ای خدای مهربونیها

 

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 8:1 بعد از ظهر توسط کامی جون |


سلام به همه عزیزام

قربون همتون برم من(خودم تنهایی)

راستی ببخشید که یه کم دیر شد آخه سرم یه کم شلوغه کارام زیاد شده گاهی وقتا وقت

سر خاروندنم ندارم

جونم براتون بگه که دروغ گفتن خیلی بده و بدتر از اون اینه که دائما با احساسات پاک یکی دیگه

به خاطر اینکه یکی دیگه اذیتت کرده بازی کنی و همش دنبال این باشی که یه روزی یه بلایی سرش بیاری که دلتو خنک کنه (فکر میکنی انتقام خوبه؟بابا مرام،معرفت،بزرگ)

آخه یکی نیست بگه اولا اگه کس دیگه ای بلایی سرت آوورده تو سعی کن این بلا ها رو سر کس

دیگه ای نیاری آخه انتقام اصلا حس قشنگی نیست

انتقام،خون،عصبانیت،تلافی کردن و.............

فکر کن تو اگه جای طرف مقابلت بودی و اون این کارو با تو میکرد چی میگفتی؟؟؟؟

خدا وکیلی چی میگفتی؟؟؟؟؟

نمیگفتی چقدر نامرده؟؟چقدر بی معرفته؟؟؟و خیلی چیزای دیگه؟؟؟؟

آخه اگه کسی به تو بدی کرده تو چرا به من بدی میکنی (خیلی بی انصافیه)

بیاید خوب باشیم

انتقام کلمه ای است که حس بدی داشتن رو داره،اگه انتقام نبود دنیا خیلی زیبا بود

بیاید حس خوب بودن داشته باشیم و سعی کنیم خوبتر شیم

به امید اون روز(آمین پروردگار آمرزنده)

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 9:5 بعد از ظهر توسط کامی جون |


سلام عزیزای دلم

دوستای خوبم:قربون همتون برم که اینقده ماهید

راستی یه اتفاق جالب برام افتاد که نمیدونم چه جوری اینجوری شد؟

داداش پروین زنگ زد بهم و کلی باهام حرف زد و گفت دوستی منو تو خدشه دار شده بود

زنگ زدم رفع کدورت شه(آخه چند وقت پیشا یه اس ام اس داد که مفهومی بود و منو

بی جهت محکوم کرده بود و منم حسابی جوابشو دادم)

آخه اون موقع ها هم منو دوست داشت و کلی با هم حال میکردیم(بیرون ،مسافرت و.......)

تازه پروینم بود،،من خلاصش کردم وگرنه حدود۱ ساعت حرف زدیم

گفت من چه قدر میگفتم پروین به درد تو نمیخوره نگفتم اون لیاقت نداره ؟؟؟؟

چه قدر با من به خاطر اون دعوا کردی؟؟؟من یه چیزی میدونستم که میگفتم

ازم پرسید هنوز ازدواج نکردی؟؟منم الکی گفتم چرا در شرف ازدواجم(کلی هم پیش خودم حال کردم

و تنها دلیل دروغ گفتنم این بود که پروین بفهمه و .....)

اون میگفت پروین گه گداری حالتو میپرسه گفتم برام مهم نیست اون واسه من مرده(خوب گفتم نه؟؟)

بعد گفت اگه میخوای با پروین حرف بزنی شماره جدیدشو بدم(تل لندنشو میگفت)گفتم نه

ولی اولین باری بود که اینقدر محکم گفتم نه اونم در مقابل عشق سابقم

خیلی حال کردم(به خاطر محکم بودنم)بهش گفتم میدونم که اگه شمارشو داشته باشم وسوسه میشمو.............................

گفت میدونم باهات بازی کرد ولی تو ببخشش؟؟گفتم من بخشیدم ولی منتظر اینم که خدا

جوابشو بده و من ببینم(خیلی راحت شدم حرفای نزدرو زدم و تموم)

راستی معذرت اگه دیر شد آخه به جون خودم سرم شلوغه دیگه خودمم دارم قاطی میکنم

          اگه قلبی شکست جمع کردنش خیلی سخته و باز سازی اون قلب بسیار سخت تر

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط کامی جون |


سلام به همه دوستای ناز نازی

داشتم رد میشدم گفتم یه چند کلومی بگم برم

امروز به این فکر میکردم که اگه یه روزی (پروین )برگرده چه عکس العملی انجام میدم

نمیدونم ؟ولی اینقدر رو میدونم که تا حالا با خودم خیلی کار کردم که اگه برگشت منطقی باشم و احساساتی نشم

خوب اینم یه جورشه و همیشه منطقی برخورد کردن با مسائل جواب داده

البته بگم که چرا به این موضوع فکر میکنم ،،آخه خودش چند بار میگفت اگه من یه دفعه برم و بعد از چند سال بیام تو منو قبول میکنی؟؟منم گفتم بهش نه!!

اونم چون میدونست زندگیم به اون وابسته هست میگفت چرا قبول میکنی و اگه من یه روز بیام چون دوسم داری میگی خوش اومدی عزیزم(آخه یکی نیست بگه فکر کردی ما هم آره؟؟؟)

ولی در کل دارم رو خودم کار میکنم که یه وقتی دوباره گول این جور آدما رو نخورم

میخوام یه کم احساساتو کم کنم تا بتونم زندگی کنم

 درست مثل آدمایی که بدون دغدغه روزانه و به دور از

هیاهو در سرزمین های دور زنگی میکنن (بیایید با یاری

رسوندن به هم همیشه یار و یاور هم باشیم و با گرفتن دستهای هم از فرو رفتن به منجلاب زشتیها جلوگیری

کنیم)

+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 9:42 بعد از ظهر توسط کامی جون |


سلام مهربونای خودم

بازم اقرار میکنم همتون محبت دارین !!بازم سپاس گزارم

الان چند روزه که بارون میاد،میدونید یاد چی میافتم؟

یاد اون روزهایی میافتم که با پروین با هم میرفتیم بیرون چقدر حس قشنگی بود

ولی الان که بهش فکر میکنم

میبینم حس جالبی بود،،اما تو خالیبدون احساس آینده نگری(البته بود اما نه واقعی)

چرا باید همیشه چوب ندونم کاری هامونو بخوریمچقدر عاشقونه (عشقولانه)بود

ولی در عین حال پر از هوس های پوچ،،پر از رمزو راز ولی در عین حال خیانت گونه،،پر از نیرنگ،،و پر از

خالی ،،نمیدونم قانع شدین یا درکم میکنید چی میگم؟؟

هنوز بعضی موقعها بهش فکر میکنم،آخه آدما باید از گذشته ها پند بگیرن

ولی هنوزم که هنوزه به این فکر میکنم که آیا خدا منو دوست داشته که الان تنها هستم؟؟

یا داره امتحانم میکنه ببینه گله و شکایت میکنم؟؟؟

شایدم داره عذابم میده تا گناهامو پاک کنه؟؟ولی هر چی که هست هنوزم عاشق و دل باخته خدایی هستم که درونمه

البته پروین همیشه به این حرفا میخندید؟؟؟چرا ؟آخه اون اصلا هیچی رو قبول نداشت حتی خدا؟؟؟

کاش یه روزی بفهمه که خدا همرو دوست داره

کاش ورد زبون همه عاشقا اینا باشه

عاشقتم،،عاشقم باش

دوست دارم،،دوسم داشته باش

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 2:3 بعد از ظهر توسط کامی جون |


سلام به روی ماهتون

راستی بارونو حال کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همیشه فکر میکنم چرا باید ما آدما از هم دور شیم؟؟!!!

اصلا چرا از هم خوشمون میاد و بعد از مدتی................؟

چرا عاشق میشیم ولی دوست داشتنو نمیدونیم؟!

میدونید:نمیدونم چرا به نمیدونم ها فکر میکنم!!

آخه دوست دارم که بدونم،،نمیدونم رو چطور باید دونست

نمیدونم ،،،نمیخوام و...............چرا نمیخام یا نمیدونم که بخوام؟!

نمیدونم که میدونم برای نمیدونم های دیگه

راستی من که نمیدونم؟ شما میدونید که نمیدونم رو چطور پیدا کنیم

خدایا به تو میاندیشم تا به فکرهای واهی نیاندیشم

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 10:15 بعد از ظهر توسط کامی جون |


بازم سلام به همگی دوستان

خیلی از همتون ممنونم

هر کی بخواد میتونه منو لینک کنه به اسم کامی جون

من متعلق به همتونم

یه چیز جالب میخوام بگم و برم

کاش دوست پیدا کردن هم مثل ایرانسل بود

یکی میگرفتی یکی بهت جایزه میداد

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 1:39 بعد از ظهر توسط کامی جون |


پرواز اعتماد را

با یکدیگر تجربه کنیم

وگر نه میشکنیم بالهای دوستیمان را

اگر که بیهوده زیباست شب

برای چه زیباست شب

بی وفا گذاشتی رفتی یه خدافظی نکردی

از روزای گذشته حتی یادی هم نکردی

بی وفا از وقتی رفتی در میخونه را بستند

شیشه شراب و می را پس چرا اونا شکستند

بی وفا از وقتی رفتی پا گذاشتی به فردا

از همون روز شدم من جزء آواره صحرا

بی وفا این را بگم من برای کلام آخر

که دیگه نری زپیشم تک و تنها بی خبر

به امید روزی که هیچ کسی را تنها نذاریم

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 3:14 بعد از ظهر توسط کامی جون |


سلامی مثل طلوعی دوباره

اولا ممنونم که تا اینجا منو تحمل کردین و تنهام نذاشتین بازم سپاس گذارم

چقد خوبه که با نگاهی نو به مشکلاتمون نگاه کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بتونیم با اونا کنار بیایم ،،،

محبت شما دوستان را نمیتونم فراموش کنم

این شما بودین که کمک کردین بتونم راحت تر زندگیمو ادامه بدم

زندگی ارزش ناراحت کردن و ناراحت شدنو نداره

ما هممون میتونیم به هم  کمک کنیم

فقط کافیه از ته دل بخوایم و قبول کنیم که مثه هم هستیم و بعضی وقتا مشکلات یکسانی داریم پس

 راه حلمون هم یکی میتونه باشه

ببینین من به زندگی امیدوارم و اصلا نا امید نمیشم چون بی هدف نیستم پس با داشتن هدف اولین

قدم را برداشتیم که به هم کمک کنیم و زندگی کنیم

و دومین هدف اینه که بدونیم خدا همیشه با ما هست

سوم هم وجود دوستای نازنینی مثل شماست

پس من تنها نیستم

پس ما تنها نیستیم

(من و شما)

هیچکس تنها نیست

پس بیایید با هم باشیم و کمک حال هم که هیچوقت تنها نباشیم

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 1:8 بعد از ظهر توسط کامی جون |


سلام به همه عاشقا

امروز میخوام راجب دل یه عاشق بگم که دیگه اونو ندیده میگیرن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میدونید عاشقه چی میگه؟؟؟؟

اشکهایم بیصداست،،عشق من بی انتهاست

ردپای اشکهایم را بگیر،،تا بدانی خانه عاشق کجاست

وقتی که کاملا نا امید و خسته شده میگه:

فقط مرگ است که راست میگوید     

ای کاش !!میتوانستم احساسم را در زلالی آب حل کنم و در کشاکش قطره ها دلم را به آبیها بسپارم

ای کاش!! میتوانستم سکوت را بشکنم و هر آنچه در وجودم است بیان کنم

افسوس!! که هر چه فریاد میکشم صدایم به گوش کسی نمیرسد و هر چه زجر میکشم کسی نمیبیند

زندگی با این همه غم نمی ارزه

زندگی با این همه درد نمی ارزه             پرواز را به خاطر بسپار  پرنده مردنی است،مردنی است  

+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط کامی جون |


شب خوش دوستای نازم

امشب بازم یهو دلم گرفت،،،میدونید یاد زمانی افتادم که دلم پر میکشید

میدونید دوست داشتم اینطور  وقتا مثل پرنده ها پر داشتم میپریدم

اونقدر میرفتم بالا که دیگه آدمای بد و ................نبینم

آخه عشقم عشقای قدیمی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

عشق از سه حرف درست میشه ع ش ق

ع:علاقه-----------------ش:شور-----------------ق:...................شما بگید

ولی علاقه ای که واهی باشه شوری که از درون نباشه حالا قبول یا قابل تو رو نداره و... از این جور حرفا بی معنیه(بعضیا میگن بعضیا شورشو در میارن)

اما جونم براتون بگه اکثر عشق هایی که ما تو جامعه خودمون میبینیم همش بی رو دربایسی

تعارفه و شایدم یه چیزی اون طرفتر از تعارف...................

آخه بیاید با خودمون روراست باشیم ،،چرا بعضی وقتا با همدیگه لج میکنیم میخایم حرف،، حرف خودمون باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا به عاقبتش فکر نمیکنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آخه اگه طرفمون نفرینمون کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وا ی،،اگه بسپره به خدا؟؟؟؟؟؟؟؟میدونین چی میشه

واویلا!!

بیاید کاری کنیم که همیشه پیش خدامون رو سفید باشیم

خدایا اگه واقعا عشقمون پاکه ما رو به هم برسون

آ  م   ی   ن

آآآمممییینن(آمین )

+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت 11:44 بعد از ظهر توسط کامی جون |


سلام به برو بچ با حال

تا حالا شده تو زمستون زیر برفو بارون تو هوای سرد به خاطر ناراحتی و عصبانی بودن

از دست کسی که دوسش دارین تا نزدیکی های صبح تو خیابون باشید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من این طوری شدم طبق نوشته  قبلی (بازم خانوم....)منو بازی داده بود

نمیدونم شاید وقتی میدید من نسبت به بعضی کاراش واکنش نشون میدم و حساسم

از آزارو اذیت من کیف میکرد و دوست داشت من همش به خاطر اون کوچیک شم ...............

وای خدا من با خودم چی کار کردم ...............آه خدایا نمیدونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چی بگم ولی وقتی میبینم که .....یا یادم مییاد واقعا از ته دلم ناراحت میشم 

عشق یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟شما برام بگید عشق درست یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میخواستم راجب عشق بنویسم ولی بعضی وقتا فکر میکنم میشه عاشق شد؟؟؟؟؟؟؟؟

ولی دوست داشتن بهتره نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زندگی میکنیم برای عاشق شدن و عاشق میشیم برای دوست داشتن

عشق مثل درختی است که وقت کاشته میشه (عشقه) و وقتی بزرگ میشه و میوه میده ثمرش میشه دوست داشتن 0

دوست داشتن یعنی همه چی

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 1:15 بعد از ظهر توسط کامی جون |


سلام به همه وبلاگی های مهربون

بازم میگم عاشقتونم دوستون دارم و خیلی مخلصم

میدونین عاشق زمستونم نه به خاطر سرماش به خاطر برف سفیدش

که وقتی نگاهش میکنی واقعا لذت بخش و با حال

اولی که به دنیا مییایم دلامون سفید غبار نداره ولی وقتی کم کم بزرگ میشیم

به خاطر خیلی چیزا یا خیلی کارهایی که میکنیم دلامون یواش یواش سیاه میشه

بعضیا با زندگی بعضیای دیگه مثل آب خوردن بازی میکنن

دلشونو میشکونن ،آخه یکی نیست بگه چرا این کارهارو میکنین ؟؟؟؟؟

چرا دل میشکونید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مگه نمیدونید دنیا دار مکافات

از هر دست بدی از اون دست میگیری !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آخه مگه نمیدونید خدایی هم هست و یه روزی باید به اون جواب بدید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعا نمیدونین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بیچاره کسایی که به دام شما..........بیوفتن

خدایا !!همه بنده هاتو به راه راست هدایت کن

آمین!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 12:51 بعد از ظهر توسط کامی جون |


سلام برو بچ

تا حالا به این فکر کردین چرا خدا بلا نازل میکنه بعد اینقدر شما رو دوست داره که به واسطه هزار چیز

اونو از شما دور میکنه من تا حالا به جوابی نرسیدم اکه شما رسیدین به منم اطلاع بدین تا بدونم کجای کار میلنگه درستش کنم

ولی من اینو میدونم اگه بهترینو ازتون بگیره بهترترشو میده

واسه من که اینطوری پیش اومده مثلا عشقتو میگیره تو هم تا چند وقت دپرس میشی

پیش خودت فکر میکنی مگه چه کاری کردم که خدا باهام اینطوری کرد

ناراحتی و به خودت نهیب میزنی که من کارم درسته پس چرا من   

 ولی باید بدونیم که اگه خدا اونو گرفت یه چیز بهتر میده دیر و زود داره ولی ....................نداره

اما همیشه با کسی دوست شیم که دل بزرگی داشته باشه تا واسه جا شدن تو دلش خودمونو کوچیک

نکنیم (من به همه گفتم این جمله آخر مال خودمه شما هم بگید آره)

ولی گذشته از مزاح من الان نمیخوام به........فکر کنم چون از نظر روحی اذیت شدم دیگه

نمیخوام با فکرای بیهوده و رنج آور دوباره ................

ولی اگه میخواید عاشق شین با چشمای باز این کارو بکنید چون اگه یه خورده به جای اینکه

از روی عقل تصمیم بگیرید ،از روی احساس (شاخصه ایرانیها که خیلی عالیه ولی به وقتش)تصمیم بگیرید ............اون وقت میشید کامران

تو رو خدا ببخشید دیگه چشام نمیبینه من برم بخوابم راجب بقیه موضوع فردا میحرفیم باشه ...

باشه دیگه خوب مسی خیلی مسی قربون همتون برم من خودم تنهایی که این همه گلید

بابای ،،،،،بابایی،بابای 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط کامی جون |


سلام 

 خوبید امیدوارم که آسمون دلاتون مثل آسمون دل من ابری نباشه

نمیدونم از دیروز ظهرتو دانشگاه یه دفعه دلم گرفت نمی دونم چرا؟ فقط یاد چند سال پیش

که تازه رفته بودم دانشگاه و هنوز ترم اول تموم نشده بود که اون اتفاق افتاد و من با پروین آشنا

شدم دانشجوی گیاهان دارویی بود

راستی ببخشید که هنوز خودمو کامل معرفی نکردم من کامران و در اون سال در رشته محیط زیست

مشغول درس خوندن بودم

و تازه فوق دیپلم میخواستم بگیرم سال ۸۲

تو این فکرها بودم که حمزه زد روی دوشم و گفت باز به چی داری فکر میکنی ؟بیا بریم سر کلاس بچه عاشق

آخه اون موقع شهرستان درس میخوندم پروین بچه همون جا بود  و برای منو دوستام که تو شهر تهران بودیم واقعا زندگی کردن اونجا سخت بود بگذریم............

سرتونو درد نیارم من عاشق پروین شدم و هیچ چیز تو دنیا مهمتر از اون نبود این بار صدای مرتضی اومد د پسر معلوم هست کجایی بیا دکتر  سر کلاس!!!

سر کلاسم تو فکر بودم چرا ؟بله چرا من که مثل بت میپرستیدمش آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بله جونم براتون بگه من ۵سال با پروین بودم و تو این ۵سال با همه کسایی که اون میگفت ناراحتش کردن در افتادم که چرا عشق منو ناراحت میکنید ولی اون نفهمید حتی ایرج برادر بزرگش میگفت پروین قدر تو رو نمیدونه به دردت نمیخوره (از ایرج و آذر خواهرش گرفته تا بهنوش خواهر زاده اش و چندتایی دوستای نزدیکش)میگفتن این دختر به درد تو نمیخوره ولی عشق چشمامو کور کرده بود من همه کار براش کردم

ببخشید که خیلی خلاصش کردم

و چند وقت پیش رفت و دیگه نمیدونم ازش خبری ندارم ولی طبق گفته های نزدیکانش رفته انگلستان پیش ۲برادر و ۱خواهرش ولی فقط آبروم رفت آخه همه یه جورایی خبر داشتن باز هم صدای مرتضی منو به کلاس آورد کامی جون تموم شد بریم خونه فهمیدی دکتر چی گفت؟راستی یادم رفت بگم من الان کرج درس میخونم  و یکی از دلایل درس خوندن و تلاشم اینه که میدونم یه روز میاد و نمی خوام ببینه  من نا امیدم فقط میخوام ببینه من به اون چیزایی که میخواستم رسیدم

اگه خلاصش کردم به بزرگی خودتون ببخشید  دوستای گلم نظر بدید

راستی اگه خواستید لینکم کنید ولی بدونید ناراحت نیستم بلکه تلاشمو ۲برابر کردم تا بتونم  به جایی که میخوام برسم

قربون همتون برم و از ته قلبم براتون دعا میکنم به چیزایی که میخواید برسید

خدای همه آدما بزرگ و مهربونه قدر تموم لحظه هاتونو بدونید و به هم کمک کنید بلاخره یه روزم نوبت  کمک کردن منو تو به دیگرون

نظر یادتون نره 

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 10:21 قبل از ظهر توسط کامی جون |


سلام و عرض ادب به دوستاي نازنينم
من كامران(دانشجوي كارشناسي ارشد)اهل تهران
ساكن نارمك(هفت حوض)اميد وارم با مطالبي كه براتون مينويسم بتونم سنگ صبورتونم باشم
همتونو دوست دارم و خوشحال ميشم كه نظراتونو بدونم
قربونتون برم


HOME
E-Mail
BAHAR20


Archives

شهریور 1388

مرداد 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387


Categories

تنهام نذاشتن


Links

رنگا رنگ(آبجی نیلوفر)
آراس مشرقی
همزه جونم(با مرام)
نرگس جون(عاشق هنرو.......)
شقایق جون(فعلا هیچی)
داداش سامان(آخر باحال)
امیر(ستاره شانس)
مهشید جون(جالب)
حسن جون(بیابان)
خانوم خونه
محکوم به زندگی
رمز عشق(آبجی من ندا)
دل پاییزی
آجی مریم
هما(دوست دار زندگی)
غمگین
شاعرانه(شاکی)
بارون وروجک
کوچولوی تنها
بنام کسی که عشق را آفرید(میثم)
سارا(دیگه میزارمت کنار)
عارف(دوبی_سیریک)
عاشق(انتظار)
دنیا
پری کمانگیر (آجی نازم تک ستاره قلبم)
محمد(داداشی ندا)
شیدا
خشن جماعت حق ورود نداره(مينا)
طـــراح قـــالــب
** احساسی ترین نوشته ها **
کسب درآمد
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
منبع کد آهنگ برای وبلاگ
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های بهار20


فالنامه

FreeCod Fall Hafez





Design by : Bahar20


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست